حسين شهيدى مازندرانى

77

سرگذشت تهران ( فارسى )

براى ما از شكوه سلاطين آسيا حكايت كرده‌اند ، مىباشد . از جملهء آنها يكى بود كه متن آن با طلا گلدوزى و با مرواريد و سنگهاى گرانبهاى متعدد ، مرصع شده بود و بلندى و عظمت و وسعتى درخور داشت . از تخت‌هاى باشكوه او ، چه بگويم ! آن يكى را كه از هندوستان آورده بود ، به عقيدهء من گرانبهاترين تختى است كه چشم بشر مىتواند ديد . سطح آن شش گام در شش گام و بلندى آن ده گام بود . در آن هشت ستون بود كه هر يك مرصع به الماس و مرواريد بالاى آن در درون و بيرون از لعل و زمرد مزين بود . دو طاووس بر آن باشد كه هر يك از پرهاى دم آن منتهى به يك زمرد برزگ مىشود و در اندام آن دو ، به تناسب رنگهاى مختلف طاووس ، جواهرات و سنگهاى قيمتى تعبيه شده است . [ نادر شاه ] پنج تخت ديگر [ نيز ] داشت كه بسيار مجلل و باشكوه بود . به دستور او يكى ديگر نيز ساختند كه از يك صفحهء طلا درست شده بود و هم از سنگهاى بهادار مرصع كه حاكى از يك صنعت ظريف و زيبا بود . من نقشهء لشكرگاه او را نيز براى شما مىفرستم « 1 » . » بازن همچنين دربارهء وقايع پس از قتل نادر شاه ، مىنويسد : « شورشيان و همدستان ايشان در لشكرگاه پراكنده شدند و بر هر آنچه كه به طهماسب قلى خان - نادر شاه - تعلق داشت ، دست نهادند . . . و حتى هر چه نادر شاه جواهر و سنگهاى بهادار و طلا و غيره به زنها و بانوان حرمش هديه داده بود ، از ايشان بگرفتند « 2 » . » در كتاب محافل المؤمنين نيز آنجا كه از نادر ميرزا ، پسر شاهرخ شاه ، سخن به ميان مىآيد ، مىخوانيم : « نادر ميرزا اكثر اسباب روضهء مقدسهء منوره را از ميل طلاى بالاى گنبد و درهاى طلا و قنديلهاى طلا و مرصع و تخت طاووس نادرى كه بعد از سلطان نادر شاه تعلق به آن حضرت يافته و ساير آلات و ظروف طلا و نقره و تمامى را تصرف و تخت طاووس را به صبغهء ارثيّت و باقى را به عنوان قرض بر خود حلال شمرده ، مسكوك نمود « 3 » . » اما در تاريخ عضدى نيز مطالبى دربارهء تخت طاووس آمده است . مؤلف تاريخ عضدى مىنويسد :

--> ( 1 ) . نامه‌هاى طبيب نادر شاه ، بادرى بازن . ترجمهء دكتر على اصغر حريرى ، به كوشش بدر الدين يغمايى ، انتشارات شرق ، 1365 ، چ دوم ، ص 44 - 45 . ( 2 ) . همان ، ص 46 . ( 3 ) . شرح حال رجال ايران ، ج 4 ، ص 245 .